|
|
نوشته شده در 28 / 8 / 1392
بازدید : 1484
نویسنده : کامران وزیری
|
|
آیتالله اراکی در خواب امیر کبیر را دید که گفت از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم آن لحظه که صورتم را بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی، آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ،باشد تا در قیامت جبران کنیم.
به گزارش خبرگزاری فارس،ای کاش تاریخ برخی لحظات متوقف میشد تا بسیاری از وقایع ناگوار تاریخی اتفاق نمیافتد که یکی از این وقایع که آرزوی هر ایرانی است توقف تاریخ در مورد عزل امیرکبیر و سرانجام قتل اوست. که هنوز منتظر نمانیم که از گرمابه امیر به سلامت بیرون آید. اما امیر خونین از دنیا رفت تا بعدها در خواب بزرگ مرد دیگر آیتالله محمدعلی اراکی قصه آخرتش را بازگو کند آیتالله که در خواب امیرکبیر را دیده است که جایگاه رفیعی در عالم برزخ داشته است.
سبب آن را میپرسد و امیر پاسخ میدهد : با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! دو تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود! از عطش حسین حیا کردم، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.
گرچه پس از مرگ امیر، ناصرالدین شاه پشیمان شد اما این امر سودی به حال خود و ملت نداشت و مرگ امیر به فرصتی تازهای برای فاسدان و بیگانه پرستان برای دست اندازی بیشتر به داراییهای کشور تبدیل شد.
:: موضوعات مرتبط:
مذهبی ,
تاریخی ,
,
:: برچسبها:
ایران مقتدر ,
سیرتاریخی ,
بزرگان ایران زمین ,
امیرکبیر ,
آیت ا ,
,
,
اراکی ,
صفحه قبل 2 3 4 5 ... 215 صفحه بعد
|
|
|